
٦:٤٤ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()

همــــه نقاشی شــــدیم با دستای تو مهربــــــون..
دو تا رو با هم کشیـــــدی یکی رو بی همزبــــــون...
به یکی نون و نوایی دادی به یکی یه لقمه نــــــون...
اون یکی صد تا نــــشونه.یکی بی نام و نـــــشون...
به یکی قصر طــــلا ، اون یکـــی فرش خــــزون...
به یکی تـــو ماشیـــنش نشـــسته 2تا چـــتر دادی...
اون یکی توی خیابـــون مونده زیرشرشر بارون....
بــالای نقاشیـــــتو دادی بـــه هـــرکی پـــول داره...
ولی با این همــــه پول اون محبــــــت نـــــــداره...
پاییـــــن نقاشـــیتم درســـــته که پـــول نــــــدارن....
ولـــی چـهره ی اونــا عشقــــو به یادم میــــارن...
ای خــــدا کـــاری بــــکن از آدمـــای نـــقاشیــت...
یکی هم پیـــدا بشـه بــــذر محبــــت بــــکارن....
۱٢:٠٥ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()

بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد
دل کوچیکم فقط غصه ی بازی رو می خورد
بچه بودم همه هم مثل خودم بچه بودن
نرم و ساده مثل خاکهای توی باغچه بودن
بچه بودم خبر از درد خبر از دروغ نبود
سر فکرای پریشون اینقدر شلوغ نبود
بچه بودم همه چی درست می شد سخت نبود
هیشکی اندازه ی من اون روزا خوشبخت نبود
بچه بودم دلمو هنوز کسی نبرده بود
هنوزم خدا اونو دست خودم سپرده بود
بچه بودم قدرمو زمونه بیشتر می دونست
کوچمون حال منو از تو که بهتر می دونست
بچه بودم کسی بی خود منو اذیت نمی کرد
مثل بعضیا تو بازیا خیانت نمی کرد
بچه بودم کسی اینجوری باهام بد نمی شد
بی توجه از کنار رویاهام رد نمی شد
بچه بودم تو زمونه بی تو خیلی خوش گذشت
دنیارو کاش می دادم سالهای رفته برمی گشت
بچه بودم دلم از هیچ چیزی ناراضی نبود
فکر و ذکرم پیش هیچ چیزی به جز بازی نبود
بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت
غصه مون هرچی که بود یه دنیا راه چاره داشت
بچه بودم اگه مثل حالا پر درد می شدم
از بزرگ شدن واسه ابد پشیمون می شدم....
٤:٥٧ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()

بیا در کوچه باغ شهر احساس، شکست لاله را جدی بگیریم که تا حالا در این دنیا چه کردیم؟
اگر نیلوفری دیدیم زخمی، برای قلب پردردش بمیریم
بیا در کوچه های تنگ غربت، برای هر غریبی سایه باشیم
بیا هر شب کنار نور یک شمع، به فکر پیچک همسایه باشیم
بیا ما نیز مثل روح باران، به روی یک رز تنها بباریم
بیا در باغ بی روح دلی سرد، کمی رویای نیلوفر بکاریم
بیا در یک شب آرام و مهتاب، کمی همصحبت یک یاس باشیم
اگر صد بار قلبی را شکستیم، بیا یک بار با احساس باشیم
بیا به احترام قصه ی عشق، به قدر شبنمی مجنون بمانیم
بیا گه گاه از روی محبت، کمی از درد لیلی را بخوانیم
بیا لای افق های طلایی، بدنبال دل ماهی بگردیم
بیا از قلبمان روزی بپرسیم،

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم روئید جدا کردم
کاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست قلبهای نقره ای را نشکنیم
کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار دلها وا کنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم
۱۱:٤٢ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()

آه ای دوست! که دیگر رمقی در من نیست،تو بگو داغ تر از
آتش غم دیگر چیست؟
شب سردی است، و من افسرده راه دوری است، و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده، می کنم تنهااز جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت،
غمی افروز مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای، این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم فکر هست به سر، فکر من لیک، از این غمناک است...

۸:٠٩ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()
دل من یه روز به دریا زد و رفت ....
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت ....
زنده ها خیلی براش کهنه بودن ....
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت ....
هوای تازه دلش میخواست ولی ....
آخرش توی غبارا زد و رفت ....
دنبال کلید خوشبختی میگشت ....
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت ....

۱:٤٧ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()
.سلام به همه ی دوستای گل و عزیزم.
فرارسیدن ماه مبارک رمضان را پیشاپیش به روی ماه همتون تبریک میگم.
سعی کنید قدر این روزا رو بدونید که خیلی عزیزه خیلی. نگاش نکنید میره تا سال دیگه ها تا اون موقع هم خیلی چیزاعوض میشه پس تا جوونیم بیا نهایت استفاده رو ببریم.
امیدوارم تو همین ماه مبارک هر چیزی که دل پاک واسمونیتون آرزوش و داره
ازسفره ی رحمت یار
آسمونیم بگیرید. سر سفره های ناب سحر وافطار از ما هم یادی
کنید که به یاد همتون هستم...
گوش هاتو تیز کن نگاه به آسمون کن صدای پاشو میشنوی؟؟
هلک و هلک یه توشه پر از گناه کجا میری؟؟
هرکی میره دیدن یارش بوی عطرش همه جارو میبره تو دیگه کجا...
تو دیگه کجا که بوی گناه سراپا وجودت رو گرفته؟؟
خدایا گم شده ایم تو ما را پیدا کن
امسال خودت خدایی کن،خودت گناهامو بخر. خداتر باش که من گناهکارترم، غریبترو دل شکسته ترم واز هر زمانی به تو محتاج تر...
التماس دعا
دوستون دارم
یاحق

٩:٠٩ ب.ظ | `'•.¸نسترن ¸.•'´ زمزمه های تو ()
